تبليغاتX
HATE & LOVE

 

سلام

 

خسته شدم انقد از تنهای نوشتم ، میخوام تغییر کنم !

 

میخوام توووووو تنهاییمامم تنها نباشم ( چی جوریشو هنوز نمیدووونم  ! )

 

دارم یه وبلاخ ِ جدید می نویسم که خیلی  فرق میکنه با این

 

یه خونه تکونی ِ اساسی

 

اینجا همش منو یاد یکی میندازه

 

یکی که تمومه زندگیم بود ، عشخم ،نفسم ،وجودم ، تمومه بود و نبودم  ولی تنهام گذاشت

 

فک میکردم شاید داداشیم بتونه کمکم کنه تنها نباشم ، ولی اوووونم . . .  

 

بیخی  لا اقل شما ها تهنام نذارین

تو اون وبلاخ منتظرتون میمونم

 تنهایی 

                                http://parsa-majic.blogfa.com/

 

 

+ تاريخ ساعت نويسنده Majid & parsa kisskiss |

 

 

باز باران بی ترانه

باز باران ,با تمام بی کسی های شبانه

می خورد بر مرد تنها ,می چکد بر فرش خانه

باز می اید صدای چک چک غم...باز ماتم

 

من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده

نمی دانم...نمی فهمم

کجای قطره های بی کسی زیباست؟؟؟؟

 

نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند

که ان کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد

کجای ذلتش زیباست؟؟؟

 

نمی فهمم..کجای اشک یک بابا

که سقفی از گل و اهن به زور چکمه های باران

به روی همسر و پروانه های مرده اش ارام باریده

کجایش بوی عشق وعاشقی دارد؟؟؟

 

نمی دانم..نمی دانم چرا مردم نمی دانند

که باران, عشق تنها نیست

صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست

کجای مرگ ما زیباست...نمی فهمم!!!!؟

 

یاد ارم, روز باران را

یاد ارم مادرم در کنج باران مرد

کودکی ده ساله بودم

می دویدم زیر باران..از برای نان

مادرم افتاد

مادرم در کوچه های پست شهر ارام جان می داد

فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود

نمی دانم

کجای این لجن زیباست؟؟؟؟

***** 

بشنو از من, کودک من

پیش چشمم, مرد فردا

که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالادست

و ان باران که عشق دارد ...فقط جاریست برای عاشقان مست

 و باران من و تو درد و غم دارد

 

خدا هم خوب می داند که

این عدل زمینی ,عدل کم دارد

 

 

+ تاريخ ساعت نويسنده Majid & parsa kisskiss |

 

 

 

 

 

 

 

 

وقتي آمدي

 

نگاهم به آينه بود!

 

تو اما

 

تنها بودي

 

تو بودي و تو بودي وتو...

 

دست به دستت دادم و دل به دلت

 

از آن تو گرديدم و

 

لحظه‌هايت را دزديدم

 

ديگر تنها نبودي

 

تو بودي و من بودم و من...

 

آن قدر تكرارت كردم

 

كه لبريز شدي و لبريز شدم

 

گاه فكر مي‌كردم

 

نه آن "من" درست بود

 

و نه آن "تو" كامل

 

"من و تو " بوديم از ازل ...

 

سكوتم را پر كرده بودي

 

آينه‌ام شده بودي

 

اما شكست!

 

نمي‌دانم غروب بود يا ...؟

 

وقتي رفتي

 

نگاهم به پنجره بود!

 

 

 

 

 

نگاه پر تمنايم را

 

در غروب رفتنت ديدى،ولي اعتنا نكردى!

 

چشمان پرالتماس و نمناكم را ديدى،

 

ولي نوازشى نكردى!

 

صداى شكستن قلب عاشقم را شنيدى،

 

ولى گوش نكردى!

 

فرياد دلم را شنيدى،

 

ولى باور نكردى!

 

گويى من در نگاهت مجسمه اى بودم

 

كه حتی شكستن بغض آسمان هم

 

دليل نشد به قصد خداحافظى،

 

چشمان بارانى ام را نوازش كنى.

 

شهر لبهايم،دهكده ى چشمانم و دنياى دست هايم

 

را در حسرت نوازشى عاشقانه گذاشتى؛

 

تا كهكشان عشقم در غم غربتش،

 

غرق باران ستاره هاى اشك دلم شود.

 

 

 

+ تاريخ ساعت نويسنده Majid & parsa kisskiss |

روزای خیلی طلایی یادته؟

روزای خیلی طلایی یادته؟ روز ترس از جدایی، یادته؟

روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟

شعرای کتاب درسی یادته؟ یادته گفتی می ترسی ،یادته؟

عکسمون تو قاب عکس و ، یادته؟ بله بدون مکث و یادته؟



دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟

چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟

روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟



رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟

روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟



عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته

دست گرمت تو زمستون یادته؟ شونه من زیر بارون یادته؟

واسه خنده اجازه یادته؟ اونا که می گفتی رازه ؛ یادته؟





یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ یادته قسم جون شاخه نبات؟

گل سرخا رو نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و ندیدیم ؛ یادته؟

حرفامون سر صداقت یادته؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته؟

پنهونی سر قرارا ، یادته؟ تأخیرات توی بهارا یادته؟

گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟ گشتنت دنبال فرصت یادته؟

دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟





دونه دادن به کبوتر یادته؟ خاطرات توی دفتر یادته؟

فال با نیت رسیدن یادته؟ طعم قهوه رو چشیدن یادته؟

واسه فال قهوه رو خوردن یادته؟ روزی صد بار بی تو مردن ، یادته؟

یادته دعا، یادته دعای زیر طاقیا ؟ کنار بوته های عقاقیا ؟

زیر اون درخت گیلاس، یادته؟ با دوتا شاخه گل یاس؛ یادته؟

یادته گفتن راز ،به قاصدک ؟ یادته، چه قدر به هم گفتیم، کمک ؟

فکر بودن توی قایق یادته؟ تو به من گفتی شقایق، یادته؟

پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ اونا ما رو دوست نداشتن ،یادته؟

نامه بدون امضاء یادته؟ اسم مستعار رویا ، یادته؟

طرح اون انگشتر من یادته؟ پاسخ مختصر من یادته؟

فال حافظ شب یلدا ، یادته؟ اسمم و گذاشتی شیدا یادته؟

چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون، یادته؟

چشمون زدن حسودا یادته؟ چشامون شد مثل رودا ، یادته؟

گفتی ما باید جداشیم یادته؟

گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟

یه دفه ازم بریدی ؛ یادته؟ خط رو اسم من کشیدی ؛یادته؟

گفتی عشق تو هوس بود یادته؟ گفتی خوب بود ولی، بس بود یادته؟

حلقه من دست تو دیدم؛ یادته؟

حلقه من دست تو دیدم یادته؟ کلی سرزنش شنیدم ؛ یادته؟

چشم من به چشمت افتاد یادته؟کاری که دست دلم داد ؛ یادته؟







حالا اومدم، همون جا وایسادم؛

حالا اومدم همون جا وایسادم که تقاضای تو رو جواب دادم

دراوردم از دسم انگشتر و، جا گذاشتمش همونجا ، دفتر و

اما قول دادم به قلبم و خدا، دیگه دل ندم به عشق آدما

حیف شعری که نوشتم یادته ؛ شعر من بدم باشه، زیادته، حیف شعری که نوشتم یادته

شعر من بده ولی، زیادته

+ تاريخ ساعت نويسنده Majid & parsa kisskiss |

لا لا لا لا

نخواب سودی نداره

همون بهتر که بشماری ستاره

همون بهتر که چشمات وا بمونه

که ماه غصه اش نشه تنها بیداره

 

لا لا لا لا

نخواب باز هم سفر رفت

نمیدونم به کارون یا خزر رفت

فقط دردم اینه مثل همیشه بدون اطلاع و بی خبر رفت

 

لا لا لا لا

نخواب میدونه جنگه

دست هر کی میبینی یه تفنگه

یه عمره دور چشماش گشتم اما نفهمیدم که اون چشما چه رنگه

 

لا لا لا لا

نخواب زندونه دنیا ، سر ناسازگاری داره با ما

بشین باز هم دعا کن واسه اون که ما رو اینجا گذاشت ، تنهای تنها

 

لا لا لا لا

نخواب اون راه دوره خدا میدونه که حالش چه جوره

توی خلوت میگم اینجا کسی نیست

خداییش که دلم خیلی صبوره

 

لا لا لا لا

نخواب تیره است چراغم مثل آتشقشان میمونه داغم

به جون گلدونا کم غصه ای نیست

هزار شب شد هزار شب شد نیومد باز سراغم

 

لا لا لا لا

نخواب خواب که دوا نیست

دل دیوونه داشتن که خطا نیست

میگن دست از سرش بردار نمیشه

آخه عاشق شدن که دست ما نیست

 

لا لا لا لا

نخواب تنها میمونم ، کمک کن  قدر چشماتو بدونم

چرا چشمات پر خشم عزیزم مگه من مثل اون نامهربونم

 

لا لا لا لا

نخواب ماه رو نگاه کن

من اسفند رو میارم ، تو دعا کن

بگو برگرده پیش ما بمونه کتاب حافظ رو بردار و وا کن

 

لا لا لا لا

نخواب سرما تو راهه همیشه عمر خوشبختی کوتاهه

میگن با یه فرشته اونو دیدن ، دروغه ... جون دریا اشتباهه

 

لا لا لا لا

نخواب تلخ جدایی ، کمر خم میشه زیر بی وفایی

تو بیدار باش همه تو خواب نازن برای کی بخونم پس لالایی

 

لا لا لا لا

نخواب تنهایی زرده اگه طولانی شه مثل یه درده

اگه چشم انتظار باشی که هیچی

 دروغ میگی به دل که بر میگرده

 

لا لا لا لا

نخواب اشکت زلاله مثل بارون پای نخل وصاله

من و تو هم شب و هم قلب و کشتیم ولی اون چی ؟ چقدر اون بی خیاله

 

لا لا لا لا

نخواب دنیا خسیسه ، واسه کم آدمی خوب مینویسه

یکی لبهاش تو خوابم غرق خنده است ، یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه

 

لا لا لا لا

نخواب عاشق یه سیبه ، همیشه سرخ و تب دار و غریبه

تا اون بالاست رسیده است اما تنهاست ، پایین هم که بیوفته بی نصیبه

 

لا لا لا لا

نخواب اینجا سیاهی پر اما تو تنگه قصه ماهی

اونی که ما ها رو بیدار نگه داشت الهی خواب باشه حالا الهی

 

لا لا لا لا

نخواب تا اون بخوابه ، بشین انقدر تا که خورشید بتابه

زمونی که یقین کردم بیدار شد بخواب با یاد عکسی که تو  قابه

 

لا لا لا لا

بخواب بیدار حالا دیگه باید بخوابی پس تو لالالا بخواب

دیگه تو میتونی بخوابی

ببین خورشید اومد بالای بالا

 

لا لا لا لا

این هم بود سرنوشتم

این از امروزم و این از گذشتم

نمیخوابم تا تو برگردی یک روز

منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم

نمیخوابم تا تو برگردی یک روز

منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم

+ تاريخ ساعت نويسنده Majid & parsa kisskiss |

فقط واسه....

بعضیا گاهی اوقات چقدر آسون با احساساتت بازی میکنن.

خیلی راحت بهت میگن دوست دارن و خیلی راحت هم میزنن زیرش.

بی رو درواسی بهت میگن همش یه شوخی بوده.

اگه این همه نامردی توی این دنیا نبود چی میشد؟!

اگه این همه بی وفایی توی این دنیا نبود چی میشد؟

اگه دروغ و حسادت و دورنگی نبود چی میشد؟

بعضیا یه موقعی میشن همه کست،همون بعضیا بعدِ یه مدت

بهت ثابت میکنن که چقدر ساده بودی.

اینه داستان چرخ بازیگر!!!

یه چرخ داغون و یه جاده ی بی انتهای پر از چاله چوله!!!!

 


بازم ...

دلم گرفت و گریه کردم ...

بازم به گریه هام می خندم

بازم ...

صدای گریمو شنیدن ...

بازم به گریه هام می خندن

دوباره یه گوشه ...

می شینمو واسه دلم می خونم

هنوز تو حسرت یه هم زبونم

ولی نمی شه و اینو می دونم

دوباره نمی خوام ...

چشای خیسمو کسی ببینه

یه عمره حال و روز من همینه

کسی به پای گریه هام نمی شینه

بازم دوباره ...

دلم گرفته ...

دوباره شعرام بوی غم گرفته

 کسی نفهمید ...

غمم چی بوده ...

دلیل یه عمر ماتمم چی بوده ...

کسی نفهمید. 

 



روزهای اول گل سرخ بود و چشم ها
لرزش خفیف لب ها بود و نگاه های پر از ترانه
شنیدن بود و تپیدن
عشق بود و رعشه های خفیف و گرم زیر پوستی
روزهایی که همه چیز معنای خاصی داشت و سلام ها مثل قهوه داغ

در یک بعد از ظهر سرد زمستان , حسابی , می چسبید
تعریف مرد , از عشق , دوست داشتنی فرا تز از مرزهای منطق بود

و زن عشق را به ایثار دل , تفسیر می کرد
مرد , که هیچگاه عاشق نشده بود

از گرمای با او بودن
لذت می برد
و حس می کرد چیزی در درونش متحول می شود
و زن , مدام لبخند می زد

و گاهی چشم هایش از هیجان , مرطوب میشد و دستهایش مرتعش از لمس با هم بودن
دستهای مرد را در آغوش میکشید
روزهای اول , همیشه زیباست
مثل روز اول خریدن یک کفش چرم براق
مثل روز اول مدرسه
مثل روز تولد
هر تماسی , پر بود از فدایت شوم ها و دوستت دارم ها و بی تو هرگز
و هر نگاهی , لبریز بود از تمنا و خواستن و نیاز
زن , مثل بهار شده بود

پراز طراوت و تازگی و تبسم های پنهان همیشگی
و مرد , شاد تر از تمام روزهای تنها بودنش , راست قامت و بی پروا
روی این وسعت سفید , لکه ای هم اگر بود , محو بود و مبهم
یا اگر خیلی هم بزرگ بود
به چشم هیچکدامشان , نمی آمد
شعرهای عاشقانه بود و وعده های مخفیانه
.....
روزهای خوب , زود می گذرد
قانون " بودن " همین است
روزهای خوب , عمرش , مثل عمر پروانه هاست
کوتاه و زیبا
و روزهای خوب , کم کم , تمام میشد
مرد ؛ باز , آهسته , به زیر لب ترانه های غمگین می خواند
و زن , تبسم های کنج لبش را , گم کرده بود
تکرار و تکرار و تکرار
شاید همین تکرار بود که همه چیز را فدای بودن خویش کرده بود
و شاید هم , با هم بودن ها , بوی کهنگی و نم گرفته بود
هر چه بود , مثل سرمایی سوزناک و خشک , به زیر پوست عشق , نفوذ کرده بود
و شاید هم , اصلا , عشقی در کار نبود

بوق ممتد
مثل یک دیوار آجری بلند است
تا آسمان
انگار که دیوار, آسمان آبی را دو تا می کند
بوق ممتد , یعنی رفتن , بدون خداحافظی
یعنی , چیزی شبیه فحش های بد
...
مرد دست در جیب
با قدی خمیده و چشمانی بی خواب
قدم زدن را برای فراموش کردن , امتحان می کرد
و زن , بی پروا , عشقی تازه می خواست
اندام نحیفش , تحمل بار تنهایی را نداشت
صدای تازه , گرمتر از صداهای تکراری و واژه های تکراریست
عشق تازه , آدم را دوباره نو می کند
انگار آدم برای ادامه زندگی اش , دوپینگ می کند
عشق تازه , جسارت فراموشی خاطرات عشق کهنه را می طلبد و لگد زدن به تمام با هم بودن های قدیم
مرد نمی توانست
مردها گاهی خیلی سخت می شوند
سخت و بیروح و لایه لایه
و مردی که واپس زده از عشقی نافرجام باشد

می شکند

ذوب می شود و اینبار به جای شیشه

سنگی می شود سخت تر از خارا
....
آدم دلش تنگ می شود
دل آدم هم که تنگ شود , نفسش میگیرد
هوای گذشته ها را می خواهد
حتی شده به یک نفس عمیق
یکسال گذشت
تنهایی همراه مرد بود
و زن , انگار دوباره , واپس زده عشقی چندین باره بود
مرد , نه اینکه عاشق بوده باشد ... نه .... فقط از روی دلتنگی
گوشی تلفن را بر می دارد و شماره ها را برای شنیدن , نوازش می کند
الو
صدای زن شکسته و خراشیده است
انگار قبلش سیگار کشیده باشد .. آنطوری
صدا , در عین غریبه گی اش , دل مرد را می لرزاند
آن روزها چقدر خوب بود ها
الو ... بفرمایید
مرد , دلش می خواهد نفس عمیق بکشد
دلش می خواهد نفس حبس شده در سینه اش را با سلامی تازه , بدمد بیرون
گاهی می شود در یک آن , همه چیزهای بد را فراموش کرد
انگار که از همان اول نبوده
مرد تصمیمش را گرفت که ناگهان از پس صدای زن , صدای مردی غریبه آمد
صدای قلدر و خشن
الو .... د چرا حرف نمی زنی مزاحم

قلب مرد انگار که , ایستاد
گوشی را کوبید روی تلفن
مردی غریبه ! ... رویا که رنگش می پرد می شود کابوس
و مرد غریبه کابوس رویاهای دلتنگی مرد شد
مرد , نحیف و قد خمیده
در اتاقو قفل کرد
پرده پنجره اتاق رو کشید
نشست روی صندلی
ُسیگار نیمه کشیده شو برداشت و پک عمیقی بهش زد
تاریکی و دود بود که در هم می آمیخت و مرد
با چشم های نیمه باز و سرخ , به این هم آغوشی رخوتناک , نگاه می کرد
....
زن , نشسته بود لبه تخت
شکسته و بیروح
مرد غریبه لباس هایش را پوشید
بوسه سرد مرد غریبه , شانه های لخت زن را آزرد
دوستت دارم
صدای مرد غریبه , شبیه سائیدن ناخن به دیوار سیمانی بود
زن خوب گوش سپرد
نه ... این صدا هم تازگی نداشت
این صدا هم تکراری بود
زن در جستجوی تازه تر شدن
اندازه تمامی دستمالهای کاغذی دنیا , چروکیده بود


از طرف ۱ دوست...

 از روزی که دچار این تقدیر ناگزیر شدم ۱سال گذشته ...شاید واسه ایجاد یه تحول روحی و برقراری ثبات و یافتن مسیر زمان کمی باشد .اما برای شناختن درد با همه ی جوانب کافی بود .این حادثه ای بود که زندگیمو طرحی نو زد و تنها به سرعت یه چشم به هم زدن اتفاق افتاد.حالا اهمیت امید رو می فهمم ومعنی خواستن را .اعتراف میکنم بارها ناامید شدم ولی توی آخرین قدم بهانه ای برای بودن داشتم .بهانه ای برای موندن و مقاومت کردن ...اونی که برام تمام زندگیم بود ولی حالا...چه دوست داشتنیه که حس کنی یکی تو همه ی شرایط کنارته .وقتی دلت گرفت پناه بی کسیات باشه.تو تمام ناامیدیای زندگیت دل گرمی باشه دلخوشی باشه.اینا چیزای زیادی نیست که از یه آدم بخوای .در عوضش تمام احساساتتو زندگیتو به پاش بریزی اما یه جایی نگاه کنی ببینی اونی که داری نگاش میکنی شده واست یه آدم غریبه با یه نگاه غریب .نگاهی که باش همه ی وجودت یخ میزنه. چقدر سخته که وقت رفتن حتی یه قطره اشک نریزه یا هیچ حرفی واسه گفتن نداشته باشه .چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت گذاشت زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت باشی حس کنی هنوزم دوسش داری. چه سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده .چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش جز سلام چیز دیگه ای نتونی بهش بگی. میتونی اینو بفهمی وقتی با تمام وجودت عاشقی اما باید از همه ی این احساسات خیلی ساده تر از عاشقیت بگذری .سخته وقتی که پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری.آره میدونم دلت نمی خواد .سخته که گل آرزوهاتو تو باغ دیگه ای ببینی واونوقت هزار بار تو خودت بشکنی ولی مجبوری آروم زیر لب بگی .

                                           .گل من غنچه نو مبارک.

 

 

+ تاريخ ساعت نويسنده Majid & parsa kisskiss |